X
تبلیغات
مقالت علمی مهندسی و اخبار گروه صنایع اراک
چهارشنبه 15 فروردین ماه سال 1386
مهندسی ارزش

 

 

کاربرد مهندسی ارزش در توسعه بهره وری

 

 

نویسنده: کامران جناب

آدرس: تهران- خیابان مطهری- خیابان لارستان- کوچه افتخار- پلاک 44- واحد 10- شرکت بهره ورزسیستم

آدرس پست الکترونیک:     info@bahrevarz.com

 

چکیده:

میزان پیشرفت و توسعه هر مجموعه‏ای اعم از کشوری تا خانواده ارتباط مستقیم با میزان بهره‏وری حاصله در آن دارد، به نحوی که کشورهای پیشرفته و در حال توسعه از شاخص‏های بالای بهره‏وری برخوردار بوده، و نیز در حال حاضر بهره‏وری در سرلوحه برنامه کشور قرار داده شده و از اولویت ملی بالایی برخوردار گردیده و در جهات مختلفه توسعه آن مد نظر قرار گرفته شده است.

با توجه به اهمیت توسعه بهره‏وری و مکانیزم تحقق آن که بر پایه تجزیه و تحلیل شاخص‏ها و شناخت نقاط ضعف و فعالیتهای گروهی و خلاق و بهبود مستمر است، از طرف دیگر با در نظرگیری نقاط مشترک بین دیدگاههای موضوعی بهره‏وری و مهندسی ارزش، می‏توان در اجرای توسعه بهره‏وری به صورت کاملاً مؤثر جهت رسیدن به نتایج مناسب و ملموس، متد مهندسی ارزش را به کار گرفت.

در این مقاله از یک طرف نقاط مشترک دیدگاههای مهندسی ارزش و بهره‏وری شرح داده شده و از طرف دیگر موارد و نکات کاربردی مهندسی ارزش در مراحل چهار گانه بهره‏وری اعم از امکانسجی، طراحی، تجزیه و تحلیل و بهبود مورد بررسی قرار می‏گیرد.

 

1- مقدمه:

در کشورهای پیشرفته و در حال رشد یکی از فاکتورهای بسیار مهم در راستای ترقی، رشد اقتصادی و افزایش مستمر بهره‏وری و کنترل و اندازه‏گیری میزان آن از سطوح خانواده تا مجموعه‏های بزرگ صنعتی، اداری ، عمرانی، شهری، استانی و کشوری می‏باشد.

در حال حاضر یکی از برنامه‏های مهم که توسعه آن در سطوح مختلف فعالیت‏های کشور از طرف دولت مورد تأئید قرار گرفته، امر بهره‏وری است، که ارتقاء آن در فعالیت‏های اجرایی کشور جزو برنامه‏های اصلی می‏باشد.

لذا براساس موارد فوق‏الذکر‏، در این مقاله سعی شده که ابتدا مفاهیم مشترک بین بهره‏وری و مهندسی ارزش مشخص شده و سپس نحوه بکارگیری مهندسی ارزش در توسعه و ارتقاء بهره‏وری مشخص گردد.


2- تعریف مفاهیم بهره‏وری و مهندسی ارزش:

برای مشخص شدن رابطه مفهومی بهره‏وری با مهندسی ارزش لازم است که ابتدا به اهداف اصلی این دو متد به شرح ذیل بپردازیم:

Ø    مفهوم اصلی بهره‏وری، عبارت است از نسبت خروجیهای عملکرد به ورودیها یا به عبارت دیگر نسبت نتایج عملکرد به توانمندسازها که این رابطه را می‏توان در قالب فرمول ذیل نمایش دارد:

خروجیهای عملکرد (نتایج عملکرد)

ورودیها (توانمندسازها)

فرمول شماره 1

 


= بهره‏وری

 

با توجه به فرمول بالا، به راحتی می‏توان نتیجه گرفت که با ارتقاء نتایج عملکرد از یک طرف و بهینه‏سازی هر چه بیشتر توانمندسازها، می‏توان به ارتقاء بهره‏وری دست یافت.

Ø    از طرف دیگر با نگرشی مفهومی به بررسیهای مهندسی ارزش، آنالیز ارزش، مدیریت ارزش، برنامه‏ریزی ارزش، مطالعات تحقیقات ارزش که بر روی عملکردها انجام می‏گیرند، می‏توان نتیجه گرفت که هدف اصلی از این بررسی‏ها ارتقاء ارزش است، که تعریف ارزش نیز در بررسیهای فوق‏الذکر عبارت است از نسبت ارزندگی نتیجه عملکرد به هزینه که می‏توان این رابطه را به صورت ذیل نمایش داد.

ارزندگی (عملکرد)= (FUNCTION) WORTH = VALUE

 

فرمول شماره 2

 


هزینه

COST

                                                                 ارزش =     

 

با توجه به فرمول بالا، می‏توان چنین نتیجه گرفت که هدف اصلی در بررسی‏های ارزش از یک طرف ارتقاء ارزندگی عملکردها و از طرف دیگر کاهش هزینه‏ها می‏باشد.

 

3- تعیین رابطه مفهومی بهره‏وری با مهندسی ارزش:

 

با توجه به مفاهیم تعریف شده بهره‏وری و مهندسی ارزش در بخش قبل، می‏توان ابتدا روابط تعریف شده برای هر یک را در کنار یکدیگر قرارداد و سپس رابطه مفهومی بین آنها را جستجو نمود.

ارزندگی (عملکرد)

هزینه

خروجیهای عملکرد (نتایج عملکرد)

ورودیها (توانمندسازها)

= بهره‏وری

فرمول شماره 3

 


                                                        ارزش=

 

Ø    در صورت بررسی صورتهای این دو نسبت متوجه می‏شویم صورت کسر بهره‏وری مشخص کننده نتایج حاصله از عملکرد است که بیانگر وضعیت سه عامل اصلی عبارت از کارآیی عملکرد، اثربخشی عملکرد (در رابطه با اهداف و مأموریت تعریف شده) و وضعیت اقتصادی می‏باشد، که دقیقاً این سه نتایج حاصله مشخص کننده میزان ارزندگی از یک عملکرد نیز می‏باشد، زیرا طبق تعاریف انجام شده، ارزندگی (عملکرد) عبارت است از ” بهینه شدن عملکرد مورد انتظار” که کلمه مورد انتظار پوشش دهنده اثربخشی و بهینه شدن عملکرد به معنی کارآیی بهینه به همراه سودآوری (یا بهینه شدن وضعیت اقتصادی) می‏باشد بنابراین نتیجه نهایی یکسان بودن مفاهیم صورتها در دو کسر بهره‏وری و ارزش می‏باشد.

Ø    با توجه به اینکه واحد پول رایج، بهترین و قابل درک بودن متغیر برای ارائه اطلاعات به مدیران و مسئولان می‏باشد، بنابراین در مهندسی ارزش سعی می‏شود که کلیه ورودیهای تأمین شده برای عملکرد به واحد رایج تبدیل گردد، بنابراین در مخرج کسر مربوط به ارزش کلمه هزینه منظور شده است واین کلمه به مفهوم آن است که کلید اطلاعات ورودیهای انجام شده جهت انجام عملکرد به واحد پول تبدیل شده‏است. بنابراین می‏توان نتیجه گرفت، که مخرج کسر محاسبه ارزش همان مفهوم مخرج کسر محاسبه بهره‏وری را داشته است.

Ø    نهایتاً بر اساس نتیجه‏گیری‏های انجام شده در دو مبحث قبل که موجب اثبات یکسان بودن مفاهیم مخرج‏ها و صورتهای دو کسر محاسبه ارزش و بهره‏وری بوده‏اند خود دلیل اثبات بر مساوی بودن مفاهیم ارزش و بهره‏وری باشد و می‏توان رابطه ذیل را در نتیجه گرفت.

ارزندگی (عملکرد)

هزینه ورودیهای انجام شده

 نتایج عملکرد

توانمندسازها

= بهره‏وری

کارآیی + اثربخشی+سود

ورودیهای انجام شده

=

=

=

ارزش

فرمول شماره 4

 

 

 


ارزش= بهره‏وری

 

4- نقش مهندسی ارزش در چرخه بهبود مستمر بهره‏وری:

 

روش متداول در بهبود مستمر بهره‏وری هر مجموعه فعالیتی بر آن است که همزمان با بسترسازی متدهای بهره‏وری جامع، کمیته‏های بهره‏وری تشکیل شده و پس از آموزش، فعالیت خود را در راستای آنالیز شاخص‏ها و روند آنها و نیز شناخت نقاط ضعف و تعیین وارائه و اجرای راهکارها در جهت رفع آنها و انجام این سری فعالیت‏ها به صورت مستمر می‏نمایند.

قابل ذکر است که نحوه اجرای سری فعالیتهای ذکر شده تابعی از چرخه بهبود مستمر دمینگ یا به اصطلاح دیگر چرخه بهبود P.D.C.A می‏باشد. همچنانکه چرخه دمینگ در تصویر زیر نمایش داده شده است، که مشتمل بر چهار عمل به شرح ذیل است که اجرای مستمر آنها موجب بهبود مستمر می‏گردد.

 

ACT           PLAN

 

 

 

CHECK        DO

 


PLAN: در این مرحله فعالیت‏های بهبود جهت اجرا برنامه‏ریزی می‏شوند.

DO: در این مرحله برنامه‏ها اجرا می‏گردند.

CHECK: در این مرحله طرح اجرا شده بررسی شده و نقاط ضعف و نقاطی

 که جای بهبود دارند مشخص می‏گردند.

ACTION: در این مرحله اقدامات اصلاحی در جهت بهبود مشخص می‏شوند.

 

 

 

با در نظرگیری مطالب فوق‏الذکر به راحتی می‏توان نتیجه گرفت که می‏توان چرخه بهبود مستمر را از طریق متد مهندسی ارزش انجام داد به طوریکه مرحله PREWorkshop و Workshop در مراحل ACTION و PLAN انجام شده و مرحله POSTWorkshop در مراحل DO و CHECK انجام گردد.

جهت اجرای این عملیات لازم است که یک یا چند آسانگر در مجموعه تربیت شده و این افراد مسئولیت هدایت متد مهندسی ارزش در چارچوب چرخه دمینگ را در کمیته‏های بهره‏وری،عهده‏دار گردند. بدین ترتیب می‏توان به صورت کاملاً مؤثر نقش بهبود مستمر را با بکارگیری متد مهندسی ارزش در مجموعه هدایت نمود.

 


5- حوزه‏های متشکله بهره‏وری:

 

همانند نمودار شماتیک ذیل عوامل تشکیل دهنده بهره‏وری همچنانکه قبلاً توضیح داده شد به دو دسته توانمندسازها و نتایج عملکردها تقسیم می‏گردند، به نحوی که نتایج عملکردها (خروجی‏ها) وابستگی مستقیم با وضعیت توانمندسازها (ورودیها) دارند.

 

                                         نمودار ارتباط حوزه های بهره وری (نمودار شماره 1)

توانمندسازها

(ورودیها)

نتایج عملکردها

(خروجی‏‏ها)

 

بهره‏وری

 

 

 

 

 

 

 

 


حال اگر به توانمندسازها و حوزه‏های مطالعات بهره‏وری مربوطه بنگریم می‏توانیم این عامل اصلی را به 9 حوزه مطالعاتی از دیدگاه بهره‏وری به شرح ذیل تفکیک نماییم، به نحوی که جهت اجرای پروژه‏ها و یا مجموعه‏ فعالیت‏های هدف‏دار، نیازهای اصلی جهت کسب نتیجه، عوامل ذیل هستند که در حقیقت ورودیهای سیستم می‏باشند.

1-   راهبری

2-   چشم‏انداز، مأموریت و اهداف

3-   سرمایه‏گذاری

4-   دانش کار

5-   سخت‏افزار

6-   سیستم‏ها

7-   ساختار

8-   تأمین منابع انسانی

9-   فرآیندهای اجرایی

نهایتاً با پرداختن به یکایک این حوزه‏ها و بهینه‏سازی هر یک می‏توان به ارتقاء بهره‏وری کل دست یافت.

Ø    از طرف دیگر اگر نگاهمان را به نتایج عملکرد پروژه‏ها و یا مجموعه فعالیت‏های هدف‏دار معطوف نماییم، می‏توانیم نتایج بدست آمده را در نه حوزه ذیل جستجو و اندازه‏گیری کنیم.

1-   اثربخشی

2-   کارآیی

3-   وضعیت اقتصادی حاصله

4-   کیفیت زندگی کاری

5-   سیاست اجتماعی اتخاذ شده

6-   نحوه تعامل با عوامل بیرونی

7-   کیفیت

8-   نوآوری

9-   انعطاف‏پذیری

بنابراین با پرداختن به هر یک از این حوزه‏ها و ارتقاء روزافزون آنها می‏توان به ارتقاء مستمر بهره‏وری دست یافت.

Ø    بعد از آشنایی تفکیکی با حوزه‏های مورد بررسی در توانمندسازها و نتایج عملکرد لازم است که به چگونگی ارتباط این حوزه‏ها با یکدیگر و نحوه تأثیرگذاری آنها بر یکدیگر آشنا شویم، به طوریکه بتوانیم حوزه‏های پایه در توانمندسازها و حوزه‏های پایه نتایج عملکرد را شناسایی و مشخص نماییم، که در این راستا نمودار شماتیک ارتباط بین حوزه‏های بهره‏وری (نمودار شماره 2) تهیه شده است.

با توجه به نمودار فوق می‏توان به این نتیجه رسید که حوزه اهداف همراستای حوزه رهبری قرار گرفته، و یکی از حوزه‏های پایه می‏باشد، به طوریکه ساختار سایر حوزه‏ها بر پایه این حوزه ایجاد شده‏اند. بنابراین اگر این حوزه‏ به خوبی انجام نپذیرد، مشاهده می‏شود که تأثیرات منفی آن بر کل حوزه‏ها و در نهایت بهره‏وری خواهد بود، به عبارت دیگر اگر دیوار از پایه کج شود تا ثریا کج بالا ‏رود.

Ø    به منظور مشخص شدن سطوح مختلف تأثیرگذاری حوزه‏ها بر یکدیگر تا اخذ نهایی بهره‏وری نمودار شماره 2 ترسیم شده است. به طوریکه حوزه راهبری و مأموریت و اهداف جزو پایه‏ای ترین حوزه‏ها و حوزه‏های کارآیی، اثربخشی و اقتصادی جزء حوزه‏های نهایی نتیجه شده هستند.

Ø    نهایتاً جهت درک بیشتر تأثیرگذاری حوزه‏های توانمندساز و حوزه‏های نتایج عملکرد به نحوی که در چارچوب محاسبه بهره‏وری قرار گیرند، نمودار شماره 3 ترسیم شده است، به نحوی که در این نمودار حوزه‏های توانمندساز به عنوان ورودیها در مخرج و نتایج عملکرد در صورت کسر بهره‏وری قرار گرفته، و حوزه‏ها بر اساس میزان تأثیرگذاری بر یکدیگر در سطوح مختلف دسته‏بندی شده‏اند، به طوریکه حوزه‏های عملکرد به دو سطح و حوزه‏های توانمندساز به سه سطح پایه‏ای تفکیک شده‏اند.

 


Text Box: نتایج عملکرد (خروجی‏ها)نمودار شماتیک تأثیرگذاری حوزه‏ها بر یکدیگر (نمودار شماره 2)

دانش کار

سخت‏افزار

فرآیندهای اجرایی

منابع انسانی

سیستم‏ها

ساختار
سرمایه
مأموریت، اهداف
راهبری

بهره‏وری

اقتصادی

اثربخشی

کارآیی

کیفیت زندگی کاری

کیفیت

تعامل با عوامل برون سازمانی

سیاست اجتماعی

نوآوری

انطاف‏پذیری

Text Box: توانمندسازها (ورودیها) 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



نمودار شماتیک رابطه نسبت عوامل خروجی به ورودی در مفاهیم بهره‏وری (نمودار شماره 3)

 

عوامل سطح 1نتایج عملکرد: عوامل تأثیرگذار و شکل‏دهنده نتایج نهایی

 

کیفیت- نوآوری- انعطاف‏پذیری- تعامل با عوامل بیرونی- مسئولیت اجتماعی- کیفیت زندگی کاری

 

عوامل سطح2 نتایج عملکرد: نتایج نهایی عملکرد

 

اثربخشی- کارآیی- وضعیت اقتصادی

نتـایـج عملـکرد (خـروجـی‏هـا)

 


تـوانمـند‏سـازها (ورودیـهـا)

 

 


فرآیندهای اجرایی (فرآیند راهبری – فرآیند ساخت- فرآیند تأمین و انباشت- فرآیند پشتیبانی

فرآیند عرضه (در صورت نیاز ساختار))

عوامل سطح 3 توانمندسازها: عوامل اجرایی توانمندسازها

 

 


دانش کار- سخت افزار- سیستمها- ساختار- منابع انسانی

 

عوامل سطح2 توانمندسازها: عوامل تشکیلاتی توانمندسازها

 

 

مأموریت و اهداف- راهبری – سرمایه‏

 

عوامل سطح 1 توانمندسازها: عوامل پایه‏گذار توانمندسازها

 


6- نقش مهندسی ارزش در ارتقاء و بهینه‏سازی حوزه‏های تعریف شده در بهر‏ه‏وری:

 

همچنانکه قبلاً توضیح داده شد می‏توان چرخه بهبود مستمر PDCA (یا چرخه دمینگ) را در قالب متد مهندسی ارزش انجام داد، ولی به جزء این موضوع، که حالت استفاده عمومی از مهندسی ارزش در چرخه بهره‏وری را تداعی می‏کند، می‏توان از مهندسی ارزش به صورت‏های خاص در جهت بهینه‏سازی بعضی از حوزه‏های مرتبط با بهره‏وری در جهت رفع مشکلات مربوطه و ارتقاء یا بهینه‏سازی آن به شرح ذیل استفاده نمود.

 

Ø    یکی از حوزه‏هایی که در بهره‏وری و توسعه آن بسیار مؤثر می‏باشد و همچنانکه در نمودارهای 1 الی 3 مشخص است یکی از حوزه‏های پایه‏ای مؤثر در بهره‏وری است، حوزه مأموریت و اهداف استراتژیک می‏باشد، که می‏توان جهت تدوین یا بهینه‏سازی مأموریت و اهداف و رفع مشکلات مرتبط به صورت کاملاً مؤثر از متد مهندسی ارزش استفاده نمود، و از طریق بهینه نمودن این حوزه‏ها به یک ساختار قوی متشکله از سایر حوزه‏ها دست یافت.

Ø    در حوزه دانش کار، می‏توان از مهندسی ارزش در تأئید طراحیهای اولیه و بهینه‏سازی آنها و سپس در مقاطع مختلف توسعه طراحی و دانش کار در جهت بهینه‏سازی آن یا تأمین بهینه‏ترین دانش کار مهندسی ارزش به کار گرفته شود، تا بتوان به مناسبترین طراحی و دانش کار دست یافت.

Ø    در حوزه سخت افزار جهت انتخاب سخت افزارهای مناسب می‏توان از متد مهندسی ارزش استفاده نمود و سپس جهت انتخاب تأمین کننده و پیمانکار مناسب می‏توان مناقصه‏ها را در چارچوب متد مهندسی ارزش انجام داد که از یک طرف تأئیدی رسمی بر انجام صحیح مناقصه بوده و از طرف دیگر انتخاب انجام گرفته شده یک انتخاب کاملاً بهینه خواهد بود.

Ø    یکی از موارد استفاده بسیار مؤثر مهندسی ارزش، در بهینه سازی فرآیندهای اجرایی می‏باشد، به نحوی که بهینه شدن فرآیندهای اجرایی خود می‏تواند موجبات ارتقاء حوزه‏های انعطاف‏پذیری، نوآوری، کیفیت، تعامل با عوامل بیرونی، کیفیت زندگی کاری و سیاست اجتماعی شده که ارتقاء این حوزه‏ها خود موجب ارتقاء سه حوزه اصلی اثربخشی، کارآیی و بهبود وضعیت اقتصادی و نهایتاً بهره‏وری می‏شود.

 

7- نتیجه گیری:

 

نهایتاً می‏توان نتیجه گرفت که مهندسی ارزش با توجه به مشابه بودن مفهوم ارزش با بهر‏ه‏وری می‏تواند، در دو راستای مهم در ارتقاء مستمر بهره‏وری نقش به سزایی ایفاد نماید.

(1)              چرخه بهبود مستمر بهره‏وری بر پایه PDCA (چرخه دمینگ) و در چارچوب متد مهندسی ارزش انجام گردد.

(2)              در جهت ارتقاء و بهینه شدن حوزه‏ها می‏توان از مهندسی ارزش در حوزه‏های بسیار حساس فوق‏الذکر که خود تأثیرگذار مستقیم بر سایر حوزه‏ها می‏باشند استفاده نمود.